شعری که همیشه بدلم نشست

سلام ای غروب غریبانه دل 

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن 

سلام ای غم لحظه های جدایی 

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

 

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خدا حافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعرشبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه 

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

نمی مانی ای مانده بی من توتنهاتو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب 

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تورا می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تورا تا نمیرداگر چشمه واژه از غم نخشکید

اگر روزگار این صدا را نگیرد 

/ 0 نظر / 98 بازدید