سلامت

سلامت

عاقا دیشب که نشد درست درست درمون خوابیدخمیازهبا این سن یه ترس عجیب تو خواب و بیداری افتاد به جونمون که نه میتونستم بخوابم نه میتونستم بیدار بمونم خیلی وحشتناک بود.استرس..یه تصمیم هم گرفته بودیم که امروز ماشین نبرم و با سرویس برم ولی زهی خیال باطل ...اوه

چشامو وا کردم  ساعت پنج و نیم بود و لحظه رفتن سرویس...با بد اخلاقی لباسامو پوشیدم و دوباره با ماشین راه افتادم سمت کارخونه.خمیازهعصبانی...رسیدم کارخونه اینقده که به خواب فکر میکردم  به هیچی فک نمیکردم.خنثی..((خیر سرمون مثلا باید توو فکر تولید ملی باشیمعینک)) صبحونه رو که زدم بر بدن رفتم تو دفتر کار و سیستما رو روشن کردم و یکی رو کاشتم اونجا و رفتم سمت نماز خونه که یه دو سه ساعتی بچرتیم.خمیازه..میگم من این روزا شانس ندارم شما بگین خوشی زده زیر دلت.خواب.خلاصه تا چشامون گرم شد که بخوابیم .خواباول این دوماد بزرگه با خواهره اومدن تو  خوابمون و تعمیر ماشینشون رو بهونه کردن و نصف خواب حروم تعمیر ماشین اونا شد قهربعد یهو برادر زنه اومد تو خواب و بعد کلی بحث خواهر گرامشون رو آوردن وسط منو با خودش برد خونه یکی که تازه فهمیدیدم آدرس اشتباهی و صاحب خونه  هم عند لررررر .نیشخند.خلاصه خودم از خواب بیدار شدم و کلا بیخیال خواب شدم و غرغر کنون برگشتم تو دفترم...کلافه

حالا امیدوارم امشب رو خوب بخوابم که حوصله بیخوابی رو ندارم البته کرم دیدن سریال حریم سلطان کاری میکنه تا 12 شب بیدار بمونم ولی چاره ای نیست.هر وقت  این سلیمان مادرمرده رو میبینم که  چطور مغلوب مکر و حیله زنها میشه و چطور عین...مونده با خرم و بقیه زنها چکار کنه میفهمم زن یعنی چی و با جنس ظریفش چه کارها نمیتونه بکنه....از خود راضی

ولی از حق نگذریم  هیچ مردی هم نمیتونه بدون زن زندگی کنه و داشتن یه زن سیاستمدار مث خرم برای هر مردی نعمتهزبان

[ ۱۳٩٢/٤/٤ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ ]